الملا فتح الله الكاشاني

20

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

جوينده قوت باشد و آنكه مطلقا طلب قوت نكند و يا اهل سخا وجود و ايثارند و يا طالبان نجاة و درجات و مناجات و يا ناظر از خود به خود و نگرنده از خود بآخرت و نظر كننده از حق به حق و يا پيوسته در خواب غفلت و گاهى بيدار و در تقديم ظالم بر مقتصد و مقتصد بر سابق با آنكه ظاهر آنست كه به عكس باشد چند وجه گفته‌اند يكى آنكه ايذان باشد به آنكه فاسقان بسيارند و مقتصدان قليل و سابقان اقل از اين قليل‌اند و يا به جهت آنكه ظالمان بتاخير شرم‌زده نگردند و برحمة بيغايت او اميدوار باشند و مقتصدان ميان خوف و رجا باشند و سابقان از عذاب ايمن نگردند و اين وجه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقولست و يا تقديم ظالم از روى فضل است و تاخيرش از راه عدل و حق تعالى فضل را از عدل دوستر دارد و تاخير سابق بجهة آنست كه تا به ثواب يعنى دخول جنان چنان كه بعد از اين آيه مذكور است اقرب باشد و يا اعتماد بر عمل خود نكند و بطاعت خود متعجب نگردد و بواقى وجوه در منهج الصادقين مسطور است بعد از آن در تفسير فضل كبير ميفرمايد . جَنَّاتُ عَدْنٍ يعنى فضل بزرگ بوستانهاى با قامت دايمى يَدْخُلُونَها كه در آيند مقتصدان و سابق بخيرات در آن يُحَلَّوْنَ فِيها پيرايه بسته شوند در آن مِنْ أَساوِرَ از دستوانها كه باشد مِنْ ذَهَبٍ از طلاى خالص وَ لُؤْلُؤاً و آراسته شوند بمرواريد صافى در عين المعانى آورده كه دستوانه زر و مرواريد حلية ملوك عرب بوده چنانچه تاج بپادشاهان عجم از اينجهت تخصيص بذكر آن شد وَ لِباسُهُمْ فِيها و پوشش اينگروه در جنان حَرِيرٌ ديبا باشد نه چون ديباى دنيا يعنى رشته و بافته كسى نباشد . وَ قالُوا و گويند اين گروه در وقتى كه از حفرهء دوزخ برهند و بروضهء بهشت رسند الْحَمْدُ لِلَّهِ سپاس و ستايش مر خدايرا الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ آنكه از ما ببرد اندوه دوزخ را يا خوفى كه از طاعات داشتيم بقبول آن مندفع گردانيد يا جميع احزان دنيا را از ما زايل ساخت إِنَّ رَبَّنا بدرستى كه آفريدگار ما لَغَفُورٌ هر آينه آمرزنده است گناهان را شَكُورٌ جزا دهندهء سپاس داران و فرمان برداران در عدة الداعى آورده كه خدا شكور است به اين معنى كه طاعة يسير را پذيرد و ثواب كثير بر آن عطا ميفرمايد و اعطاى نعمة جزيل مىكند و و بشكر يسير راضى مىشود عبد اللّه عمر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه من از آن حضرت شنيدم كه فرمود كه نيست بر گويندگان كلمهء طيبهء لا إله الا اللّه وحشتى و خوفى در قبرهاى ايشان و نه در محل حشر و بعث ايشان و نه در وقت سير ايشان در زمين قيامة و گويا كه مينگرم باهل لا إله الا اللّه كه از قبور بيرون ميآيند و خاك از سر و روى ايشان ميافشانند ميگويند ( الحمد للّه الذى اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شكور . الَّذِي أَحَلَّنا آنخدائى كه فرود آورد ما را دارَ الْمُقامَةِ